1. چند روز پيش يکي از دوستاي خوبم اومد ديدنم در واقع مهمون از شهرستانداشتم! زهره لوس آنجلس زندگي ميکنه که فاصلش با من یک ساعت رانندگیه و چندوقته كه ما فقط سالي يه بار همو ميبينيم. رفتيم و يه چرخي هم اين اطراف زديم. يه جا به نام لاگونا هيلز. در واقع يه تپه است که كنارساحله. از بالای تپه ميشه دريا (اقیانوس آرام) رو ديد. بالاي تپه هم يه جاهست به اسم "بام دنيا" (مثل "بام تهران") که منظره قشنگي داره. يه خيابونهم بود كه اولش تابلو زده بود "يک طرفه". پس رفتيم تو ولي ته اش بن بستبود! حالا مونده بوديم چطوري بيايم بيرون! اینم یه عکس از بالای اون تپه .میتونین تشخیص بدین کجا دریا تموم میشه و آسمون شروع میشه؟


لاگونا هیلز

2. چند روز پيش فرشاد يه فيلم برام فرستاد كه مال سه سال پيش بود كه بادوستام رفته بوديم خونه ميثم اينا يه جا نزديک تهران به اسم "رينه". تواينفيلم خيلي از دوستاي صميميم مثل فرشاد و ميثم و فرزاد و سالومه و خيلي هايديگه بودن. من و فرشاد كاملا هم عقيده بوديم که وقتي اين فيلم رو ميبينيمبه نظر مياد مال خيلي قبل تر از سه سال پيشه. شايد به خاطر اين باشه كه تواين مدت برای هر کدوم از ما ها خيلي اتفاق هاي مختلف افتاده. خيلي از اونبچه ها الان ازدواج کردن و جاهاي مختلف دنيا زندگي ميکنن. ولي با وجودتمام اين تغییرات، وقتي من فيلم رو ديدم يه حس خيلي عجيب داشتم. راستشنميتونم بگم چه حسی. هم خوشحال بودم هم دلم گرفته بود. يه حس عجيب. خیلیدوست دارم بشه یه بار دیگه اون دوستام رو ببینم. ممنونم از فرشاد برافرستادن فيلم و ممنون از آزاده كه اون روز دوربين آورده بود. (راستی سهسال آینده هم با الان اینقدر فرق میکنیم ؟ سی سال دیگه چی؟)

3. چندوقت پیش برادر ارزشی ابی اومده بود تو دانشگاه ما و کنسرت گذاشته بود. هر چیمقاومت کردم دیدم نه دیگه نمیشه نرم (به قول یکی از بچه ها دیگه از ایننزدیک تر نمیتونه بیاد). جاتون خالی خوب بود. برا اولین بار تو امریکاجایی رفتم که دیگه میدونستم همه فارسی بلدن. برام جالبه که این مرد با اینسنش هنوزم اینقدر نفس داره. (اونجا خیلی یاد فرزاد و بروبچ افتادم. یاد جوونی هامونکه تو مینی بوس میخوند.)

/ 11 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خديجه

چه جالب بام دنيا! تو بام تهران تمام تهران زير پای آدمه اونجا تو بام دنيا همه جای دنيا زير پاتون بود؟ خوش به حالت! جای منم تو کنسرت ابی خالی ميکردی.

آرش

با عرض سلام. داستاهای تخیلی من و اژدها با داستان "نجات درخت کهن: خوان اول - افسانه غورباقه طلایی" به روز شد.

حامد

به خدیجه: جات خالی بود. (البته فکر کنم صندلیه شکسته بود که ... ) آره واقعا جای تو و چند نفر دیگه خیلی خالی بود. این یه تفاوت شرقی ها (مثل ایرانی ها) و امریکاییها ست. تو تهران وقتی یه جا بلنده میگن بام تهران ولی اینجا میگن بام دنیا. (البته اگه دنیا همون زمین باشه خوب زیر پامون بود دیگه.)

امیر

اوه آی سی... که ندیا زیر پاتون بود ها؟... فکر کنم اون برادر ارزشی فوریه بیاد تورنتو... مام میریم اونجا تعریف میکنیم واست!

فرشاد

آقا تازه رينه ۲ رو ببينی چی ميگی؟! من که هنوز ياد اون روزا رو ميکنم....

حامد

به فرشاد: ااا مگه 2 هم داره؟ آقا خوب بفرست بیاد. به امیر: آره آقا برو حالشو ببر.

کمیته‌ی پی‌جوی آزادی دانشجویان دربند

فراخوان خانواده‌های دانشجویان دستگیر شده مراسم 16 آذر سال 86 درموج دستگیری های بی‌سابقه‌ی دانشجویی در آستانه‌ی روز 16 آذر(روز دانشجو) بیش از 30 تن از دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب دانشگاه‌های سراسرکشور بازداشت شده‌اند. شگفت این که 16 آذر که نماد مبارزه با رژیم وابسته‌ی شاهنشاهی و سلطه‌ی بیگانه بوده است از سوی جمهوری اسلامی نیز تحمّل نمی‌شود. آن چه امسال در روز دانشجو روی داد، تکرار همان صحنه‌هایی است که رژیم گذشته هر ساله در برخورد با جنبش دانشجویی ایجاد می‌کرد. گرامی‌داشت روز دانشجو سنت پنجاه و چند ساله‌ی جنبش دانشجویی ایران است و دانشجویانی که امسال به اتّهام برگزاری مراسمی ، با محوریت مخالفت با جنگ و تحریم، بازداشت شده‌اند در زمره‌ی شریف‌ترین فرزندان این آب و خاک‌اند. ما خواهان آزادی سریع و بی قید و شرط فرزندان اسیر خود هستیم. کمیته‌ی پی جوی آزادی دانشجویان دربند

زهره

جای جالبی بود. اینم لینک اون عکسی که من گرفتم از اینجا: http://blog.360.yahoo.com/blog-709oxYQrcKeZMGHsH1DX73yY?p=12 البته بیشتر از اینکه زمین زیر پات باشه به طور غافلگیر کننده ای دریا بالا به نظر میرسید.

حامد

به زهره: ممنون عکس قشنگی شده. راست میگی دریا بالاتر به نظر می آد.